چند سال پیش برای یک پروژه مدرسه با یکی از دوستان مادربزرگم مصاحبه کردم و از او پرسیدم چه حسی داره هر روز صبح از خواب بیدارشی و ببینی به مرگ نزدیکتر شدی؟ او جواب داد: ” چه حسی داره از خواب بیدارشی و تظاهر کنی که چنین اتفاقی قرار نیست بیافته؟ “
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب: اثرچارلز,
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب: آزمایشگاه,
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
توی کشوری یه پادشاهی زندگی میکرد که خیلی مغرور ولی عاقل بود
یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی
برچسب:
نویسنده: بهراد رحیمی